تبليغاتX
Isfahan mount

سنگنوردان تیم ملی کشورمان اعزامی به رقابتهای المپیک داخل سالن آسیا در ماکائو - محمد جعفری ، رضا پیل پا ، سبحان جعفری ، غلامعلی برات زاده ، مهدی نمروری ، بهاره مرادی ، فرناز اسماعیل زاده ، الناز رکابی ، اعظم کرمی ( در عکس حمیدرضا توزندجانی غائب است)

+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 18:42 توسط ESPILET |

پتخی بدون شک جزو بهترین سنگ نوردان حال حاضر دنیا هست و باز بدون شک هیچ سنگ نوردی در طول تاریخ آمادگی فعلی پتخی رو نداشته.

بیزی اوسکاراس مسیری بود که این افتخار رو پیدا کرد تا اسمش به عنوان اولین مسیر c5.14 دنیا ثبت بشود که به صورت آنسایت (onsight) صعود شده است. این مسیر رو چهار سال پیش اکایتز مائیز رول کاری کرد و از آن زمان تا کنون کسی این مسیر رو تاپ نکرده بود. ولی پتخی در اولین تلاش خودش این مسیر رو تاپ کرد.

 petkhi osobiaga

پتخی اوسوبیاگا در طول دو هفته گذشته سطح تازه ای از سنگ نوردی رو به نمایش گذاشت. سطحی که اون رو با اختلاف زیادی بالاتر از افرادی که قبلا هم سطح او محسوب می شده اند قرار میدهد. افرادی که شاید بیشتر از سه نفر نباشند : کریس شارما، دانیل آندرادا و دیوید گراهام. تنها نگاهی به صعودهای پتخی در دو هفته گذشته ما رو به این باور میرسونه که او بی نظیره . دو مسیر5.15c ، دو مسیر 5.14d ، یک آنسایت 5.14c، یک آنسایت 5.14b و چند صعود دیگر.

+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 18:33 توسط ESPILET |

 

جرقه این برنامه خورد در مسیرقله تفتان بودیم که صحبت از یک برنامه برون مرزی شد همان جا تصمیم گرفته شد که در تیر یا مرداد ماه صعود به قله آرارات را داشته باشیم که در همان لحظه 5 نفر از دوستان که خود من هم یکی از آنها بودم اعلام آمادگی کردیم.

بعد این برنامه در قالب برنامه رسمی گروه(احد) گنجانده شدسپس تعدادی دیگر از دوستان اعلام آمادگی کردند و تیم بسته شد و از اواخر فروردین ماه بود که تمرینات تیم شروع شد برنامه تمرینات هم هفته ای دو شب دومیدانی در پارک،پیاده روی از جاغرق به درود نیشابور از ارتفاعات، صعودهای شبانه به ارتفاعات آب وبرق،قله شیرباد،قله ملکوه تربت و قله دماوند بود.

ararat eak

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سه شنبه 10/05/1385

ساعت5 صبح اعضای تیم در سالن انتظار  فرودگاه بودند و با بدرقه گرم تعدادی از همنوردان عزیز و خانواده اعضای تیم، ساعت 6 مشهد را به مقصد تبریز ترک کردیم ساعت 7:45 هواپیما در فرودگاه تبریز به زمین نشست.

در ساعت 10:45به وسیله اتوبوس که همنوردانی از شهرهای بیرجند،تهران،کرمان،بروجرد و اصفهان داخل آن بودند از فرودگاه تبریز به سمت مرز بازرگان حرکت کردیم پس از گذر از شهر های صوفیان،مرند،ماکو در ساعت17:10به مرز رسیدیم حدود یک ساعت در مرز جهت انجام امورگمرکی منتظر بودیم و در ساعت18:30از مرز خارج شدیم و باوسیله نقلیه تا شهردوبایزید که حدود 30 دقیقه از مرز فاصله داشت رفتیم در هتل

آرارات اسکان گرفتیم چشم انداز زیبای قله که از داخل شهر نمایان بود هر کوه نوردی را به سمت خود جذب می کرد در سا عت 21 همه تیم ها در لاوی هتل بودند تا برنامه ریزی صعود صورت گیرد. پس از جلسه به اتاق ها رفتیم وسایل مورد نیاز صعود را در کوله گذاشتیم. پس از صرف شام به استراحت پرداختیم.   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چهارشنبه 11/05/1385

صبح ساعت 6 بیدار شدیم و با هوایی که اصلا مورد انتظار در آن فصل نبود مواجه شدیم و آن هم بارش شدید باران بود که گویا از صبح خیلی زود شروع شده بود پس از صرف صبحانه به بیرون هتل آمدیم همه چشم ها به قله که مملو از ابر بود و نوید یک صعود دشوار را می داد دوخته شده بود ولی با همت و توکل بر خدا سوار بر ماشین ها شدیم و به سمت ارتفاع 2200 متری حرکت کردیم در ساعت 9:10به ارتفاع مورد نظر رسیدیم خوشبختانه از شدت باران کاسته شده بود پس از تحویل بارها به اسب ها کوله ها را به پشت انداخته و مسیر خود را به سمت کمپ اول در ساعت  9:40آغاز کردیم و پس از حدود6 ساعت پیمودن مسیر در ساعت 15:30 به ارتفاع 3360متری کمپ اول رسیدیم پس از بر پایی چادرها وصرف ناهار استراحت مختصری داشتیم. 

کمپ اول در یک منطقه نسبتا مسطحی قرار داشت. به اطراف که نگاه می کردی هر یک از دوستان مشغول انجام کاری بودند. چادرهای رنگارنگی که هر یک متعلق به گروهی بود و همه کسانی که در آن چادرها بودند از یک شهر و دیاری یا بلکه از یک کشوری برای رسیدن به یک هدف مشخص و مقدس به آن جا آمده بودند. تا اواسط شب همه دور هم مشغول صحبت بودیم و سپس هر گروهی برای صرف شام و استراحت به چادر خود رفت.

 

پنج شنبه 12/05/1385

ساعت 7 صبح از خواب بیدار شدیم صبحانه مختصری صرف شد و پس از جمع آوری چادرها و بستن آنها با دیگر وسایل بر روی اسب ها، در ساعت 9 به خاطر نبود آب با کوله ای سنگین به طرف کمپ دوم حرکت کردیم.مسیر بین کمپ اول و دوم شیب ملایم و پر پیچ و خمی داشت  که پس از پیمودن مسیر در ساعت 13:30به ارتفاع 4155متری که کمپ دوم در آن جا قرار داشت رسیدیم، که بر خلاف کمپ قبلی در شیب قرار داشت و محل هایی جهت برپایی چادر مسطح شده بود و دور آن سنگ چین بود تیم هایی از کشورهای آلمان،اتریش،ایتالیا،استرالیا را درآن جا بودند که شادمان از فتح قله به سمت پایین می رفتند پس از برپایی چادرها قله را ابر فرا گرفت باد شدید وبارش تگرگ شروع به باریدن کرد که پس از مدتی قطع شد در ساعت 17 همه تیم ها برای گرفتن عکس دسته جمعی دور هم جمع شدیم پس از گرفتن عکس راهنمای ترکی صحبتهایی به زبان انگلیسی کرد که به گفته مترجم حاکی از حرکت در ساعت 3 بامداد بود.هر نفر برای جمع آوری وسایل شخصی که قرار بود داخل کوله حمله جای دهد به چادر رفت وپس از صرف شام به استراحت پرداخت.

جمعه 13/05/1385

ساعت 2بامداد از خواب بیدارشدیم پس از خوردن نوشیدنی گرم ساعت3 بامداد به اتفاق دیگر همنوردانمان در تاریکی شب به راه افتادیم از ابتدای صف که به انتهای صف نگاه  می کردی چراغ های پیشانی نمای جالبی را نشان می داد مسیر شیب تندی داشت و سنگ های ریزشی، مسیر پاکوب را پنهان و راه را برای صعود کنندگان کمی دشوار تر می کرد ولی این دشواری را همنوردان کرمانی با   زمزمه اشعاری ازسروده های مرحوم ایرج بسطامی برایمان آسان تر می کردند. پس از تماشای طلوع زیبای خورشید در آن ارتفاع به ادامه مسیر پرداختیم  در ساعت 7:30 به ارتفاع 4900متری رسیدیم که ابتدای یخچال بود پس از بستن یخ شکن ها و کمی استراحت به صعود در مسیر یخچال پرداختیم. ودر ساعت 8:35 با تلاش و پشت کار چند روزه اعضای تیم و در هوایی بسیار مناسب که انتظار آن نمی رفت با یاری خداوند متعال پرچم پر افتخار ایران را بر فراز قله 5165 متری آرارات به اهتزاز در آوریم. شادی وصف نا پذیری را می شد  در چشمان همه دوستان دید بعد از تلاوت دعای فرج و صلوات خاصه امام رضا(ع) مشغول به گرفتن عکس یادگاری با پرده یادبود همنورد عزیز حسین خویی،پرچم جمهوری اسلامی ایران و پرده ای که از طرف موسسه ورزشی فرهنگی احد بود شدیم نمی فهمیدیم زمان به چه سرعتی دارد سپری می شود ناگهان راهنمای تیم نوای برگشت سر داد به ساعت که نگاه کردیم نزدیک به یک ساعت بود که در بالای قله قرار گرفته بودیم پس از جمع کردن پرده نوشته ها در ساعت 9:30جمعه 13/05/1385(04/08/2006 میلادی) با قله زیبا و پر عظمت آرارات وداع کرده و به پایین برگشتیم هیچ کس از دوستان راضی به این امر نبود که پس از مدت ها تلاش به یک باره این قله را ترک کند ولی  مثل این که چاره ای جز این نبود.در ساعت 13:30 به کمپ دوم برگشتیم و پس از جمع کردن چادرها به طرف کمپ اول راه افتادیم ودر ساعت 16:30به کمپ اول رسیدیم،بدون توقف از کنار کمپ به مسیر خود ادامه دادیم مسیر بین کمپ اول تا پایین کوه مسیری طولانی وگرم و طاقت فرسایی بود بالاخره در ساعت 19:20 به ماشین ها رسیدیم بعد از سوار شدن ماشین ها به سمت هتل راه افتادیم ودر ساعت 20:45 به هتل آرارات دوبایزید رسیدیم پس از تخلیه وسایل به اتاق ها رفتیم بعد از استحمام و صرف شام از شدت خستگی به خواب فرو رفتیم.

 

شنبه 14/05/1385

دوستان صبح را با یک شور وحال وصف نشدنی آغاز کردند همه اعضای تیم خوشحال از صعود به قله روز خود را شروع کردند برنامه اصلی تمام شده بود هر یک از همنوردان شهرهای دیگر به سویی رفتند. اعضای تیم ما تصمیم به بازدید از یکی از شهرهای ترکیه گرفت با توجه به زمان اندک به شهر اقدر رفتیم که در 45 کیلومتری دوبایزید قرار داشت ساعت 10 به آن جا رسیدیم و به گشت زنی در شهر پرداختیم در ساعت 14:30به رستورانی رفتیم و پس از صرف غذا به طرف هتل حرکت کردیم. کوله ها را از هتل برداشتیم و به طرف مرز بازرگان حرکت کردیم پس از عبور از مرز به سمت تبریز حرکت کردیم در ساعت 22:40 به تبریز رسیدیم. به وسیله یکی از دوستان فرهنگی اعضای تیم توانستیم از امکانات رفاهی که برای این عزیزان در نظر گرفته شده بود استفاده کنیم ودر آن جا مستقر شویم.

یک شنبه 15/05/1385

صبح پس از صرف صبحانه به طرف روستای کندوان در 50 کیلومتری تبریز رفتیم شاخصه این روستا وجود خانه ها در دل کوه و سنگ بود که مظهر زیبایی و عظمت بود  تا ظهر در آن روستای نسبتا توریستی بودیم و سپس به تبریز برگشتیم پس از صرف غذا در تبریز برنامه خاصی نداشتیم عده ای از دوستان به بازار رفتند عده ای به مکان های تاریخی شهر رفتند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دو شنبه 16/05/1385

بعد از جمع آوری وسایل و کوله ها در ساعت 11:20به راه آهن تبریز رفتیم و سوار بر قطار به سمت مشهد حرکت کردیم. مسیر طولانی تبریز مشهد را با صحبت کردن های دور هم سپری      می شد.

سه شنبه 17/05/1385

صبح پس از صرف صبحانه جلسه ای به عنوان آخرین صحبت های بچه ها در مورد چند روز با هم بودن  در یکی از کوپه ها گذاشته شد و پس از جلسه در ساعت 12:20 روز سه شنبه مصادف با میلاد پر برکت امام علی (ع ) به راه آهن مشهد رسیدیم و با استقبال گرم همنوردان وخانواده های عزیزی که چند صباحی از آن ها دور بودیم روبه رو شدیم. والسلام. 

 

به امیدباهم بودن دردیگرقله های مرتفع جهان

گزارش نویس: سیدحسین کریمی

گروه کوهنوردی احد خراسان

+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 19:12 توسط ESPILET |

 

راهنماي خريد وسايل كوه‌ نوردي


بعد از يك‌ماه برنامه‌ريزي و اين در و آن‌ در زدن بالاخره مي‌توانيم يك روز تعطيل به قصد يك كوهنوردي درست و حسابي از خانه بيرون بيایيم. همه چيز آماده است هركس كهنه‌ترين كفش، كثيف‌ترين شلوار و چروك‌ترين لباسش را پوشيده و هر كيفي دم دستش بوده را بر‌داشته و هر خوردني‌اي كه فكر كرده آنجا هوس مي‌كند را در آن ريخته است. تا ايستگاه اول همه وانمود مي‌كنند كه خسته نشده‌اند و فقط احتياج به يك دستشويي يا نوشيدني دارند. بعد كم‌كم سر و صدا‌ها بلند مي‌شود؛ يكي از صافي ته كفش مي‌نالد، يكي از سنگيني كوله‌پشتي و آن يكي هم آن‌قدر قاتي‌پاتي خورده كه حالش بد شده... خلاصه اينكه همه مي‌خواهند برگردند و زودتر از شر لباس‌ها و كوله‌پشتي‌هايشان خلاص شوند. در اين گير و دار ناگهان صدايي از آسمان به گوشمان مي‌رسد. باران، باران گرفته است... بله، اوضاع مي‌تواند متفاوت باشد اگر پيش از حركت، لوازم كوهنوردي درست‌و حسابي همراه داشته باشيم و از اوضاع آب‌وهوا با خبر بوده و بدانيم كه وقتي مشكلي پيش مي‌آيد، چه كار كنيم تا بتوانيم از پس حل كردن آن برآييم تا يك روز خوب را بگذرانيم.تنها راه آن تجهیز به لوازم کوهنوردی است.! اما به چه لوازمی احتیاج داریم ؟؟؟؟؟؟؟؟

كاپشن، شلوار، كلاه
در حالت كلي، جنس كاپشن و شلوار بايد حتما از پارچه بادگير با درصد بين 60تا70 درصد باشد تا بدن بتواند تنفس كند و ذرات عرق را دفع كند. اما اگر اهل كوهنوردي حرفه‌اي هستيد يا دست‌كم مي‌خواهيد به جرگه‌حرفه‌اي‌ها بپيونديد، بهتر است از لوازم زير استفاده كنيد:

1استرچ 2-پلار يا پر 3- گورتكس
استرچ: از نوع نايلون است كه براي حفظ عضلات، پوشش اوليه بدن را تكميل مي‌كند.

 پلار: پلار اليافي مصنوعي مانند پر و پشم است كه كار گرم كردن بدن را انجام مي‌دهد ولي سبك‌تر از پر است، ديرتر خيس و زودتر هم خشك مي‌شود. يك نوع پلار هم در بازار موجود است كه «وينك» نام دارد و ضدآب است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پر: در این نوع پوشاک از پر به عنوان عایق گرمایی استفاده شده است.از معایب پوشاک پر، سریع خیس شدن آن است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 گورتكس: اين آخرين پوشش است كه باعث مي‌شود تا رطوبت و آب به بدن نفوذ نكند. جنسش هم از الياف كربني است. در این نوع الیاف به جای بافت تار و پود مانند از سلولهای کله قندی شکل استفاده شده است. انتخاب كلاه هم بسته به نوع فصل و كوه متفاوت است. اگر به منطقه سردسير مي‌رويد، حتما يك كلاه پشمي با خود ببريد. در مناطق گرم نيز به دليل تابش مستقيم و زياد نور آفتاب، از يك كلاه لبه‌دار استفاده كنيد. اگر می خواهید یک صعود زمستانه داشته باید حتما از کلاه مخصوص بوران استفاده کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گتر و جوراب
جوراب علاوه بر اينكه باعث گرم كردن پاها مي‌شود، مانع از اصطكاك بين پا و كفش نيز مي‌شود كه اين موضوع بيشتر ويژگي جوراب‌هايي است كه از الياف مصنوعي و پشم درست شده‌اند. بهتر است از جوراب‌هاي نخي استفاده نكنيد چون خيس شده و باعث تاول زدن پا مي‌شود.بعضي كوهنوردان 2 نوع جوراب مي‌پوشند كه جوراب اول يك جوراب نازك نخي است كه رطوبت و عرق را از پا مي‌گيرد و جوراب دوم -كه كلفت‌تر و ضخيم‌تر است و روي جوراب اول پوشيده مي‌شود- عرق را از جوراب اول مي‌گيرد و در نتيجه لايه‌اي كف پا به وجود مي‌آيد(سعی کنید در روزهای زمستانی شهر هم از دو جوراب استفاده کنید. جورابهای پر هنگام استراحت در چادر و کیسه خواب استفاده می شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 گتر تنها مانع نفوذ خاك، سنگ، برف، گل و ... به كفش مي‌شود؛ مخصوصا براي كساني كه نمي‌خواهند چيزي به جز پايشان در كفش‌شان باشد. در كل 3 نوع گتر وجود دارد:

1.گتر سوپر 2.گتر بلند 3. گتر كوتاه
گتر سوپر علاوه بر پوشاندن و گرم نگه داشتن قسمت پاييني پا، روي كفش هم مي‌آيد و خود پا را هم گرم نگه مي‌دارد. اين نوع از گتر مناسب مكان‌هاي برفي است. گتر بلند مناسب صعود‌هاي سنگين است. گتر كوتاه حداكثر 12 تا 15 سانتي‌متر از كفش را مي‌پوشاند كه براي صعودهاي عادي و يكروزه مناسب است.در برنامه‌هاي كوتاه هم مي‌شود از يك جفت زانوبند محكم و سفت به عنوان گتر استفاده كرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

كوله
در برنامه‌هاي يكروزه يا كمتر لازم نيست حتما يك كوله‌پشتي با كلي وسيله با خود حمل كنيد. از يك كيف كمري كوچك نيز مي‌شود استفاده كرد. در برنامه‌هاي چند روزه به دليل اينكه امكان دارد دسترسي به منابع غذايي غير ممكن باشد، بايد يك كوله با خودتان ببريد. كوله كوهپيمايي از جنس پارچه‌هاي ضدآب و مقاوم ساخته مي‌شود. وزن كوله بايد به گونه‌اي باشد كه به كمر فشار نياورد و خسته كننده نباشداگر بخواهيد يك برنامه چند روزه برويد و تمام وسايل كوهپيمايي را با خود ببريد و از آمادگي جسماني خوبي هم بهره‌مند باشيد بايد حداكثر حجم كوله‌پشتي‌تان معادل 25 تا 30 ليتر باشد. براي خريد آن به نكات زير توجه كنيد:

1. پارچه كوله بايد كاملا محكم، ضخيم و از جنس برزنت و داراي يك لايه نايلوني باشد.
2. رنگ آن برخلاف كوله‌هاي نظامي و شكاري كه مناسب استتار است، بايد از دور به خوبي ديده شود؛ رنگ‌هايي مانند زرد، نارنجي و قرمز.
3. از محكمي دوخت آن مطمئن شويد.
4. بين بدن شما و كوله فاصله باشد (براي اينكه هوا جريان پيدا كند و مانع عرق كردن شود
5. به قيمت فكر نكنيد و بيشتر به كيفيت، دوام، راحتي و وزن كم آن بها دهيد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کفش
مهمترین وسیله یک کوهنورد، کفش او می باشد. براي يك‌بار هم كه شده، واقعا كفش كوهنوردي بپوشيد. هميشه اين عادت را داشته‌ايم كه كهنه‌ترين كفش را براي كوه انتخاب كنيم. برای شروع کوهنوردی می توانید از پوتین استفاده کنید. ، به دليل اينكه مقاوم است، تخت مناسبي دارد و به‌خوبي مي‌تواند مراقب مچ پا و خود پا باشد. كفش كوه نه آن‌قدر بايد تنگ باشد كه ايجاد ناراحتي كند و نه گشاد باشد كه باعث تاول شود. رويه آن مي‌تواند، هم از جنس طبيعي  چرم باشد و هم از جنس مواد مصنوعي. چرم طبيعي بسيار مناسب است، به دليل اينكه قابل انعطاف است و به خوبي عمل تهويه را انجام مي‌دهد. چرم هم طرفداران خودش را دارد. پس از هر بار استفاده بايد كفش را شست، قالب زد (به ويژه در كفش‌هاي چرمي) و سپس در هواي آزاد و دماي متعادل خشك كرد و واكس زد تا انعطاف خود را از دست ندهد حتما پس از هربار استفاده از کفش کوه داخل آن روزنامه بگذارید. این کار از برگشتن نوک کفش رو به بالا جلوگیری می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 چادر (خانه‌هاي موقتي)
چادر يكي از مهم‌ترين وسايل دركوهنوردي است، به دليل اينكه در مقابل گرما، سرما، باران، برف و ... از ما به‌خوبي مراقبت مي‌كند. پس با انتخاب يك چادر خوب مي‌توان در كمترين زمان خود را در مقابل خطرات حفظ كرد.
3 نوع چادر وجود دارد:

1ـ چادر اسكلتي يا تونلي: براي برپا كردن اين چادر بايد ابتدا ميله‌هاي چادر را وصل و سپس به زمين محكم كرد و بعد خود چادر- كه معمولا از جنس برزنت است- را روي اسكلت و كف زمين انداخت. اين نوع چادر سنگين است و براي حمل آن بايد از قاطر يا وسيله نقليه مناسب استفاده كرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2. چادر خيمه‌اي: اين چادر داراي تيرك‌هايي در وسط است كه خود چادر روي تيرك‌ها مي‌افتد و به زمين ميخ مي‌شود. جنس آن امكان دارد هم از نايلون باشد و هم از برزنت. وزنش بين 2 تا 4 كيلوگرم است و به دليل جمع و جور بودن، براي كوهپيمايي بسيار مناسب است.

3. چادر فنري يا گنبدي: داراي تعدادی تيرك است كه به راحتي سر هم مي‌شود. اين تيركها به صورت ضربدري روي هم قرار مي‌گيرد و انتهايشان به قلاب چادر متصل مي‌شود. اين نوع چادر سبك، تقريبا كم حجم و كوچك بوده و جنس آن اكثرا از نايلون است. براي استقرار بهتر آن و مقاومتش در برابر باد، بهتر است به زمين محكم بسته شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

كيسه خواب
كيسه خواب يك جزء مهم و اساسي در كوهنوردي به حساب مي‌آيد، به دليل اينكه هم مانع نفوذ رطوبت مي‌شود و هم در مقابل سرما از ما مراقبت مي‌كند. از همه مهم‌تر اينكه هيچ‌كس از يك خواب راحت در يك كيسه خواب گرم و نرم بدش نمي‌آيد. در يك كوهپيمايي يكروزه يا كمتر كه زمان رفت و برگشت مشخص است، نيازي به كيسه خواب نيست. در تابستان زير سايه يك درخت و در زمستان كنار آتش مي‌توانيم خواب لذت‌بخش كوتاهي داشته باشيم اما در سفر‌هاي چند روزه، حتما به يك كيسه خواب نياز خواهيم داشت. كيسه خواب با ظرفيت‌هاي يك و دو نفره طراحي مي‌شود و در 2جنس متفاوت پر(قو يا مرغ) و الياف مصنوعي (پشم شيشه) موجود است.

كيسه خواب پر، گرم و نرم‌تر است ولي حجم بيشتري را داراست، برعكس پشم شيشه حجم بسيار كمتري دارد، سبك‌تر است و شست‌و شوي راحت‌تري دارد ولي به گرمي پر نيست.
با بدني عرق كرده و خيس داخل كيسه خواب نخوابيد و هنگام خواب منافذ آن را كاملا نبنديد تا رطوبت در آن جمع نشود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عينك
براي خريد يك عينك آفتابي ارزان با ظاهري گول زننده، بهترين راه كنار خيابان است. از يك دستفروش مي‌توان يك عينك 2 تا3 هزار توماني خريد كه البته اين‌كار اشتباه محض است. شايد تنها فايده‌اش اين باشد كه اگر عينك شكست يا گم شد، دلتان نسوزد! با خريد اين عينك‌ها، چشمتان را به تدريج ضعيف مي‌كنيد، پس واقعا عينك را جدي بگيريد.
يك عينك مناسب براي كوه عينكي است كه:

1 . امواج ماوراي بنفش را تا حد زيادي كم كند.
2. اختلاف سطح در ديد ايجاد نكند.
3. به درستي روي صورت بنشيند و فيكس شود.
4.در برابر باد و توفان مقاوم باشد.
5. چشم‌ها را در برابر خار و خاشاك يا ذرات يخ محافظت كند.
6. اطرافش پوشيده باشد (براي مناطقي كه امكان كولاك در آن وجود دارد).
عينك خوب متاسفانه نوع ايراني ندارد و قيمت نوع خارجي آن بين 15 تا 300
  هزار تومان است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مرجع: اینترنت

 


 

+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 19:9 توسط ESPILET |

 

Due to its historical background and sustained social and cultural evolution Iran has a lot of diverse sightseeing satisfying all kinds of tourists with different tastes. Every tourist, whatever his incentive, may find many spectacular places based on his interest. It should not be forgotten that direct contact is the best way for the appreciation of a country and its people..

Remains of historical monuments belonging to different periods of human settlement on the Iranian plateau together with a diverse nature, coastal, mountainous and nomadic landscapes make a coordinated attraction for every tourist.

           


The mountains and mountain slopes in Iran with their economic value for nomads provide also summer residence for urban dwellers as well as good places for winter and summer mountain sports. The desert region of Iran has its own touristic attractions. These regions were the passing places of merchant caravans between east and west of Iran and therefore encompass the remains of hundreds of old Caravansaries and water reservoirs. The desert landscape with running sands, stone plains, salty lands and rivers scattered with large and small oases form a totally dry but very attractive nature.

Iran with hundreds of mountains above 4000 meters is a good place for those who are interested in mountaineering or trekking. Damavand (5671 meters) is the highest point of Iran and every year thousands of Iranian and foreign climbers are climbing it in different seasons. I. R. Iran Mountaineering Federation is going to build one of world's highest shelters at 4000 meters on this mountain to provide appropriate facilities for climbers.
When you choose one of the many trekking paths in Iran you can not only enjoy trekking but also have the opportunity to visit local people on their homelands and have close contact with Iranian customs and culture.

The ancient Iranian culture reflected in its historical and architectural heritage, has brought about many places worth of visiting. The culture of today's Iran is a perfect synthesis of near and far past of this territory and every visitor can satisfy his intellectual and aesthetic needs according to his own taste by travelling this wide and rich country. The historical monuments of Persepolis, Pasargad, Susa, Hamadan, Kermanshah, Kerman and many other ancient places are incentive enough for visiting Iran.Mountaineering in Iran.

Since Iran is a mountainous country, mountains and mountaineering are naturally related to Iranian life. Mountaineering as a sport and outdoor activity seriously started in Iran about 60 years ago and specially people who were working in the military went to the mountains to practice sport and exploration of remote areas. The first group of Iranians who attended technical climbing courses were also soldiers, but after a few years they were joined by civilians and nowadays you can see thousands of Iranian who are involved in it.

The first expeditions to go to the Himalayas were again from the army; they sent a few groups to the Himalayas for some reconnaissance but they did not do any serious climbs till 1975 when a joint Iranian and Japanese expedition climbed Manaslu. After Islamic revolution and because of invasion of Iraq to Iran and the following war no proper climbs were possible in the Himalayas; most of mountaineering focused on winter ascents inside Iran and on the big walls and mountains mostly above 4500 m.

In 1994 the I. R. Iran Mountaineering Federation, the main body of mountaineering and hill walking in Iran, organized a 5-year program to climb Mt.Everest. The first expedition was sent to climb peak Peak Communism, the highest peak in the Pamir range in Tajikistan and they succeeded in putting four climbers on the top. The following year another group went to Kazakhstan to climb Khan Tengri 7010 m and seven members reached the summit. 1997 was a busy year, two expeditions were sent to Pakistan and they climbed Gasherbum II (8035 m) and Rakaposhi (7788 m). In spring 1998 the first Iranian Everest expedition left Iran for Nepal and after almost three months four Iranians stood on the top of the world; this expedition was considered the strongest expedition on Everest in that year.

First Youth expedition climbed Peak Pobeda in 1999 and in year 2000 one Iranian Iranian expedition climbed Mt.Cho-Oyu and Shishapangma which are among 8000 meters peak one after another in Spring. In Spring 2001 Iranian Mountaineering National team went to Himalayas again and could successfully climbed Mt.Makalu the 5th highest peak of the world and 7 climbers among this 16 members expedition made the summit.
Beside all the above activities and expeditions people do mountaineering and climbing all over Iran, these climbs staged from very simple routes and trekking to very technical winter or summer ascents on the technical mountains such as Damavand 5671 m or Alam-Kouh 4850 m which has a 750 m vertical granite face.Mt. Damavand 5671 m.

damavand peak

Many global tourists and alpinists consider Damavand the most beautiful conical and unique peak of Asia and the highest peak of Iran. Fly 5 hours from the farthest part of Europe to Tehran. Drive 75 km by car to the North of the Alborz chain through plains of flowers and green slopes of Damavand. It is an 8-hour trek and an 8-hour climb to the glorious peak of Damavand.
Mt. Damavand with 5671 meters lies only 100 km from Tehran and 75 km to Caspian sea. There have been many myths written about this mountain in Iranian history and it can be called a legend mountain. It is said that there is a monster banned on the summit.
The slopes and skirts of this mount are filled with volcanic lava. Moreover, there are a number of small volcanic mouths near the peak from which sulfur gases usually flow out.

Damavand has several glaciers, the most important of them are Dobisel and Sioleeh glaciers in the north, Yakhar glacier in the east.
It has four main routes and each has a different character. South route is the normal route which has one refuge at 4100 m. North has two refuges whith the first one at 4000 m and second at 5000 m. West route has one refuge at 4550 m and the North East route has one refuge at 4800 m. The summit is covered with yellowish sulfuric rocks and the diameter of the crater is about 180 meters. Albourz Range of which Mt. Damavand is the highest peak is a chain along the range of Alps and Himalayas, but Damavand is not connected to any other mountains of Albourz range. It is estimated that this volcano is 2 billion years old. Because of its particular location with the Caspian Sea on the North and desert on the South it has a particular climate and wild life. Winds generally blow from west and northwest which contains humidity and rain. Because of species and vegetation you can see nomads who are living on its base during late spring and summer.

The first successful recorded climb to this peak goes back to 1900. During that year, some Iranian geographers, affiliated to Mozaffari Geographic Mission, succeeded to reach the top through a very difficult glacier course, called Yakhar Valley. From that time to 1936, there is no recorded climb. But in the 1940s, the climbs were multiplied and new routes were opened. Damavand is the national symbol of Iran and there are many organizations getting benefit from the picture of this famous peak; you can find it for instance on bank notes, credit cards or bus tickets.
During the last 50 years many foreigners have been attracted to climb Damavanddamavand peak.

 

 

 

 

 

 

 

Although Damavand had no eruption since 100,000 years ago and been inactive, the geologists have not denied it might be activated again and offered a few reasons for their points of view. One of the evidences that this Volcano is still active is hot mineral water springs all over it. This mineral water spa attracted people who believe in getting cured by soaking in it.

 

This peak is situated above the village of Bisotun, about 30 km east along the road from Kermanshah to Hamadan. At the eastern end of the cliff are carvings from the period of Darius the Great from 2,500 years ago. The peak is very close to another peak named Paru where the famous Ghare Parau cave is situated.

The South-East face is lime stone rock and about 1000 meters high, there are many different routes which were opened by Iranian and foreign climbers during the last 30-40 years. These routes are from at least 4 pitches to 15 pitches with different type of difficulty. It takes at least 5 hours to climb one of the routes on this wall. The best way to come down the face is to abseil but you can easily follow a trek from North side down to the Bisotun village.
Since this mountain is very close to Kermanshah climbers can easily fly to Kermanshah and then in less than 20 minutes they can start a very good climb. The best seasons to climb on Bisotun are from late March to June and from early September to early November.

Geology - The Alborz range is considered to belong to the Tertiary geological Orogeny. During the last few years many Iranian and foreign geologists have studied and surveyed the Alborz ranges in detail and geologists prepared a geological map of Iran it shows that Alam Kouh is mainly made of tertiary intrusive rocks; granite and diorite. Some Triassic and Jurassic sediments are also found.History - The Takht-e-Soleiman region was unknown until 1933. Douglas Busk, a British mountaineer, discovered and surveyed the area. Later on, Busk along with Professor Bobek made a detailed survey of this area. In 1936 the north ridge of Alam Kouh was climbed for the first time by German mountaineers, which was considered a great achievement among European climbers.

The most important peaks of Thakht-e-Soleiman and Alam Kouh region by ranking of altitude are:
 Alam Kouh (4850 m), the second highest peak in Iran. Its northern face is one of the highest and challenging faces in Iran. Alam Kouh has four glaciers around its peak.
 Takht-e-Soleiman (4659 m), located between Seyahsang and Shaneh Kouh, with two glaciers on its southern side. This peak was first climbed in 1936 by German mountaineers.

Alamkoh wall

 

 

 

 

 

 

 

There are more than ten other peaks over 4000 m in the region and many glaciers which have first been studied by the mentioned Douglas Busk in 1933 and Dr. Hans Bobek, who was Professor of Geography in Berlin and Vienna Universities and surveyed and mapped the glacier in 1934.
Wild Life of Takht-e-Soleiman is interesting, bears and leopards have been observed in this area. Mountain ibex, mountain ram and similar animals are abundant in the green lands around Rostam and Nesht peak.

sabalan peak

Saballan is third highest peak of Iran, located on the North West of Iran near the city of Ardabil. This beautiful mountain which is a volcano like Damavand is very popular for climbing in spring and summer time because of its landscape. While you go to climb it you get the opportunity to visit Shahsavan nomads who pass their summer time on the foot of this mountain.
The summit is very nice and there is lake on the top which is frozen until mid-summer. It can be said that after Mt. Damavand, Mt. Saballan is the most popular mountain among Iranian climbers.

sabalan peak

In the Zagrous mountain ranges and the southern part of Oshtoran Kooh mountain chain and near the phantastic and snowy peak of Keynou, there is a vast lake known as "Shat-e-Temi" (Shat in Arabic means lake) at an altitude of 2000 m; the water of this lake is obtained from melting snow of Mt. Keynou. A part of Temi Lake is seasonal and is formed only in rainy seasons; the other part is permanent because of the gradual melting of Mt. Keynou's glaciers in the warm season. The length of seasonal part of the lake is about 150 ha, while the permanent part has approximately 40 ha. These two lakes are connected to each other through a strait, which is formed by two hills; the width of this strait is approximately 200 m.
The lakes have no feeder and no outlet rivers. Moreover, in its water one cannot find any kind of fish or marine organism.

The type of the mountains of this region is limestone, the mountains are young and their summits are sharp. On the itinerary of Temi program the clients will pass through villages on their way, they will also meet the nomads of this region and visit their tents. Crypts engraved in the heart of mountains will be found in caves, these crypts date back to the 6th century BC (the Medes dynasty). This trip is one of the most fascinating programs of its kind and its visitors will find it highly attractive.

This region is considered to be a very suitable place for the nomad's migration especially when they start their major migration from the warmer part of Khuzestan plain toward cooler part of Mts. Oshtorjan Kooh and Zard Kooh. The best time for having a delightful trek in this region is from the beginning of April to May.

 

مرجع: اینترنت

+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 19:7 توسط ESPILET |

مطالب قدیمی‌تر