تبليغاتX
Isfahan mount - گزارش صعود به قله آرارات

 

جرقه این برنامه خورد در مسیرقله تفتان بودیم که صحبت از یک برنامه برون مرزی شد همان جا تصمیم گرفته شد که در تیر یا مرداد ماه صعود به قله آرارات را داشته باشیم که در همان لحظه 5 نفر از دوستان که خود من هم یکی از آنها بودم اعلام آمادگی کردیم.

بعد این برنامه در قالب برنامه رسمی گروه(احد) گنجانده شدسپس تعدادی دیگر از دوستان اعلام آمادگی کردند و تیم بسته شد و از اواخر فروردین ماه بود که تمرینات تیم شروع شد برنامه تمرینات هم هفته ای دو شب دومیدانی در پارک،پیاده روی از جاغرق به درود نیشابور از ارتفاعات، صعودهای شبانه به ارتفاعات آب وبرق،قله شیرباد،قله ملکوه تربت و قله دماوند بود.

ararat eak

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سه شنبه 10/05/1385

ساعت5 صبح اعضای تیم در سالن انتظار  فرودگاه بودند و با بدرقه گرم تعدادی از همنوردان عزیز و خانواده اعضای تیم، ساعت 6 مشهد را به مقصد تبریز ترک کردیم ساعت 7:45 هواپیما در فرودگاه تبریز به زمین نشست.

در ساعت 10:45به وسیله اتوبوس که همنوردانی از شهرهای بیرجند،تهران،کرمان،بروجرد و اصفهان داخل آن بودند از فرودگاه تبریز به سمت مرز بازرگان حرکت کردیم پس از گذر از شهر های صوفیان،مرند،ماکو در ساعت17:10به مرز رسیدیم حدود یک ساعت در مرز جهت انجام امورگمرکی منتظر بودیم و در ساعت18:30از مرز خارج شدیم و باوسیله نقلیه تا شهردوبایزید که حدود 30 دقیقه از مرز فاصله داشت رفتیم در هتل

آرارات اسکان گرفتیم چشم انداز زیبای قله که از داخل شهر نمایان بود هر کوه نوردی را به سمت خود جذب می کرد در سا عت 21 همه تیم ها در لاوی هتل بودند تا برنامه ریزی صعود صورت گیرد. پس از جلسه به اتاق ها رفتیم وسایل مورد نیاز صعود را در کوله گذاشتیم. پس از صرف شام به استراحت پرداختیم.   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چهارشنبه 11/05/1385

صبح ساعت 6 بیدار شدیم و با هوایی که اصلا مورد انتظار در آن فصل نبود مواجه شدیم و آن هم بارش شدید باران بود که گویا از صبح خیلی زود شروع شده بود پس از صرف صبحانه به بیرون هتل آمدیم همه چشم ها به قله که مملو از ابر بود و نوید یک صعود دشوار را می داد دوخته شده بود ولی با همت و توکل بر خدا سوار بر ماشین ها شدیم و به سمت ارتفاع 2200 متری حرکت کردیم در ساعت 9:10به ارتفاع مورد نظر رسیدیم خوشبختانه از شدت باران کاسته شده بود پس از تحویل بارها به اسب ها کوله ها را به پشت انداخته و مسیر خود را به سمت کمپ اول در ساعت  9:40آغاز کردیم و پس از حدود6 ساعت پیمودن مسیر در ساعت 15:30 به ارتفاع 3360متری کمپ اول رسیدیم پس از بر پایی چادرها وصرف ناهار استراحت مختصری داشتیم. 

کمپ اول در یک منطقه نسبتا مسطحی قرار داشت. به اطراف که نگاه می کردی هر یک از دوستان مشغول انجام کاری بودند. چادرهای رنگارنگی که هر یک متعلق به گروهی بود و همه کسانی که در آن چادرها بودند از یک شهر و دیاری یا بلکه از یک کشوری برای رسیدن به یک هدف مشخص و مقدس به آن جا آمده بودند. تا اواسط شب همه دور هم مشغول صحبت بودیم و سپس هر گروهی برای صرف شام و استراحت به چادر خود رفت.

 

پنج شنبه 12/05/1385

ساعت 7 صبح از خواب بیدار شدیم صبحانه مختصری صرف شد و پس از جمع آوری چادرها و بستن آنها با دیگر وسایل بر روی اسب ها، در ساعت 9 به خاطر نبود آب با کوله ای سنگین به طرف کمپ دوم حرکت کردیم.مسیر بین کمپ اول و دوم شیب ملایم و پر پیچ و خمی داشت  که پس از پیمودن مسیر در ساعت 13:30به ارتفاع 4155متری که کمپ دوم در آن جا قرار داشت رسیدیم، که بر خلاف کمپ قبلی در شیب قرار داشت و محل هایی جهت برپایی چادر مسطح شده بود و دور آن سنگ چین بود تیم هایی از کشورهای آلمان،اتریش،ایتالیا،استرالیا را درآن جا بودند که شادمان از فتح قله به سمت پایین می رفتند پس از برپایی چادرها قله را ابر فرا گرفت باد شدید وبارش تگرگ شروع به باریدن کرد که پس از مدتی قطع شد در ساعت 17 همه تیم ها برای گرفتن عکس دسته جمعی دور هم جمع شدیم پس از گرفتن عکس راهنمای ترکی صحبتهایی به زبان انگلیسی کرد که به گفته مترجم حاکی از حرکت در ساعت 3 بامداد بود.هر نفر برای جمع آوری وسایل شخصی که قرار بود داخل کوله حمله جای دهد به چادر رفت وپس از صرف شام به استراحت پرداخت.

جمعه 13/05/1385

ساعت 2بامداد از خواب بیدارشدیم پس از خوردن نوشیدنی گرم ساعت3 بامداد به اتفاق دیگر همنوردانمان در تاریکی شب به راه افتادیم از ابتدای صف که به انتهای صف نگاه  می کردی چراغ های پیشانی نمای جالبی را نشان می داد مسیر شیب تندی داشت و سنگ های ریزشی، مسیر پاکوب را پنهان و راه را برای صعود کنندگان کمی دشوار تر می کرد ولی این دشواری را همنوردان کرمانی با   زمزمه اشعاری ازسروده های مرحوم ایرج بسطامی برایمان آسان تر می کردند. پس از تماشای طلوع زیبای خورشید در آن ارتفاع به ادامه مسیر پرداختیم  در ساعت 7:30 به ارتفاع 4900متری رسیدیم که ابتدای یخچال بود پس از بستن یخ شکن ها و کمی استراحت به صعود در مسیر یخچال پرداختیم. ودر ساعت 8:35 با تلاش و پشت کار چند روزه اعضای تیم و در هوایی بسیار مناسب که انتظار آن نمی رفت با یاری خداوند متعال پرچم پر افتخار ایران را بر فراز قله 5165 متری آرارات به اهتزاز در آوریم. شادی وصف نا پذیری را می شد  در چشمان همه دوستان دید بعد از تلاوت دعای فرج و صلوات خاصه امام رضا(ع) مشغول به گرفتن عکس یادگاری با پرده یادبود همنورد عزیز حسین خویی،پرچم جمهوری اسلامی ایران و پرده ای که از طرف موسسه ورزشی فرهنگی احد بود شدیم نمی فهمیدیم زمان به چه سرعتی دارد سپری می شود ناگهان راهنمای تیم نوای برگشت سر داد به ساعت که نگاه کردیم نزدیک به یک ساعت بود که در بالای قله قرار گرفته بودیم پس از جمع کردن پرده نوشته ها در ساعت 9:30جمعه 13/05/1385(04/08/2006 میلادی) با قله زیبا و پر عظمت آرارات وداع کرده و به پایین برگشتیم هیچ کس از دوستان راضی به این امر نبود که پس از مدت ها تلاش به یک باره این قله را ترک کند ولی  مثل این که چاره ای جز این نبود.در ساعت 13:30 به کمپ دوم برگشتیم و پس از جمع کردن چادرها به طرف کمپ اول راه افتادیم ودر ساعت 16:30به کمپ اول رسیدیم،بدون توقف از کنار کمپ به مسیر خود ادامه دادیم مسیر بین کمپ اول تا پایین کوه مسیری طولانی وگرم و طاقت فرسایی بود بالاخره در ساعت 19:20 به ماشین ها رسیدیم بعد از سوار شدن ماشین ها به سمت هتل راه افتادیم ودر ساعت 20:45 به هتل آرارات دوبایزید رسیدیم پس از تخلیه وسایل به اتاق ها رفتیم بعد از استحمام و صرف شام از شدت خستگی به خواب فرو رفتیم.

 

شنبه 14/05/1385

دوستان صبح را با یک شور وحال وصف نشدنی آغاز کردند همه اعضای تیم خوشحال از صعود به قله روز خود را شروع کردند برنامه اصلی تمام شده بود هر یک از همنوردان شهرهای دیگر به سویی رفتند. اعضای تیم ما تصمیم به بازدید از یکی از شهرهای ترکیه گرفت با توجه به زمان اندک به شهر اقدر رفتیم که در 45 کیلومتری دوبایزید قرار داشت ساعت 10 به آن جا رسیدیم و به گشت زنی در شهر پرداختیم در ساعت 14:30به رستورانی رفتیم و پس از صرف غذا به طرف هتل حرکت کردیم. کوله ها را از هتل برداشتیم و به طرف مرز بازرگان حرکت کردیم پس از عبور از مرز به سمت تبریز حرکت کردیم در ساعت 22:40 به تبریز رسیدیم. به وسیله یکی از دوستان فرهنگی اعضای تیم توانستیم از امکانات رفاهی که برای این عزیزان در نظر گرفته شده بود استفاده کنیم ودر آن جا مستقر شویم.

یک شنبه 15/05/1385

صبح پس از صرف صبحانه به طرف روستای کندوان در 50 کیلومتری تبریز رفتیم شاخصه این روستا وجود خانه ها در دل کوه و سنگ بود که مظهر زیبایی و عظمت بود  تا ظهر در آن روستای نسبتا توریستی بودیم و سپس به تبریز برگشتیم پس از صرف غذا در تبریز برنامه خاصی نداشتیم عده ای از دوستان به بازار رفتند عده ای به مکان های تاریخی شهر رفتند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دو شنبه 16/05/1385

بعد از جمع آوری وسایل و کوله ها در ساعت 11:20به راه آهن تبریز رفتیم و سوار بر قطار به سمت مشهد حرکت کردیم. مسیر طولانی تبریز مشهد را با صحبت کردن های دور هم سپری      می شد.

سه شنبه 17/05/1385

صبح پس از صرف صبحانه جلسه ای به عنوان آخرین صحبت های بچه ها در مورد چند روز با هم بودن  در یکی از کوپه ها گذاشته شد و پس از جلسه در ساعت 12:20 روز سه شنبه مصادف با میلاد پر برکت امام علی (ع ) به راه آهن مشهد رسیدیم و با استقبال گرم همنوردان وخانواده های عزیزی که چند صباحی از آن ها دور بودیم روبه رو شدیم. والسلام. 

 

به امیدباهم بودن دردیگرقله های مرتفع جهان

گزارش نویس: سیدحسین کریمی

گروه کوهنوردی احد خراسان

+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 19:12 توسط ESPILET |